زبان انگلیسی در سفر

زبان انگلیسی در سفر

زبان انگلیسی در سفر

زبان انگلیسی در سفر

برنامه ریزی و هدفمند سازی یادگیری زبان انگلیسی قسمت سوم

مهارت#2: تکنیک قدرت شنیداری

08

برای تمرین مهارت شنیداری، مریم نیاز دارد تا به فایلهای صوتی دارای متن گوش دهد یا فیلمهایی به همراه زیر نویس ببیند. هرگاه که او نمی تواند فایل صوتی یا فیلم را به صورت کامل متوجه شود، او باید بارها و بارها به فرایند گوش دادن ادامه دهد.تکرار در تثبیت هر مهارتی بسیار ضروریست. و یادگیری از طریق شنیدن بسیار پروسه مهمی است، زیرا در شرایط واقعی مکالمه با بومی زبانان، نه متن صحبت وجود دارد نه زیرنویس. و شما تنها به وسیله گوشهایتان، باید جملات مخاطب را درک کنید و مکالمه کنید بنابراین ای جی هم بر این امر که با گوشهایتان یاد بگیرید نه با چشمانتان 4 تاکید دارد.
مهارت #3: ایجاد دایره لغات

09

مریم سالهای زیادی به کلاسهای انگلیسی رفته است و او بخوبی می داند لغاتی که او یاد گرفته است با آنچه که یک بومی زبان در زندگی روزمره استفاده می کند، متفاوت است. لذا او نیاز به یادگیری لغات و عبارات پرکاربرد 9 دارد.

تعیین سطح شروع

10

برای اینکه بدانیم آیا در فرایند یادگیری پیشرفتی داشته ایم یا خیر، این بسیار مهم است که به توانایی فعلی خود در هر مهارت توجه کنیم. این کمک خواهد کرد تا همواره با انگیزه باشیم. زیرا باید بدانید سطح فعلیتان چیست و هدف بعدی رسیدن به چه مرحله ای است. اگر هدف شما روان صحبت کردن است، یک فایل ویدوئی یا صوتی 2 تا 5 دقیقه ای برای خود ضبط کنید و سعی کنید چیزی را به زبان انگلیسی توضیح دهید، سعی کنید از هر ضعف خود سندی بجا بگذارید. همینطور می توانید فایل های صوتی خود را در چالش Let’s talk 3 با ما به اشتراک بگزارید تا دیگران به شما گوش داده و اعتماد بنفس شما بالاتر برود.

ایجاد طرح یا برنامه ی هفتگی

image

همانطور که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، ارزیابی در هر مرحله بسیار ضروریست. از این رو بهتر است برای خود برنامه های کوتاه مدت، طرح ریزی کنید.
شما باید بر اساس برنامه ماهانه خود یک برنامه هفتگی هم داشته باشید تا به اولویت بندی دقیقی نسبت به آنچه که باید انجام دهید برسید. مثلا از بین 3 اهداف جزئی، مهمترین هدف را در راس قرار دهید و برای انجام آن برنامه بریزید. مثلا اگر سه هدف شما، تقویت لیسنینگ، رایتینگ، بالابردن دایره واژگان است ؛ باید دید کدامیک برای شما اهمیت زیادی دارد. اگر لیسنینگ در اولویت است ، باید براساس میزان زمان روزانه ای که به انگلیسی اختصاص میدهید، بیشترین درصد از زمانتان را به تقویت این مهارت اختصاص دهید.
به عنوان مثال می توانید بر اساس طرح ذیل عمل کنید:

• 40 درصد از کل زمان اختصاصی برای یادگیری زبان به تقویت مهارت اصلی اختصاص دهید
• 30 درصد مهارت دوم
• 20 درصد مهارت سوم
• 10 درصد گرامر

فعالیتهای خود را به صورت کاملا واضح با ذکر نام فعالیت و زمانی که صرف آن خواهید کرد در یک تقویم وارد کنید ، گاهی میتوانید فعالیتی داشته باشید که چندین مهارت را همزمان تقویت می کند.

هر هفته فقط یک نکته گرامری را مطالعه کنید. یادگیری گرامر 6 قطعا تاثیر مستقیم در روان صحبت کردن یا قدرت شنیداری ندارد اما مهم است که بتدریج نکات گرامری را یاد گرفت تا به زیباتر صحبت کردن ما در قالب صحیح کمک کند.

ارزیابی هفتگی نتایج

11

پس از گذشت یک ماه از انجام تمارین و فعالیتهای مورد نیاز در جهت کمک به بهبود مهارتهای خاص، اکنون زمان سنجش نتایج می باشد. درس یا فعالیتهای مشابه که در آغاز ماه برای ارزیابی سطح شروع تان انجام دادید را دوباره انجام دهید. اگر ویدئو یا فایل صوتی برای سنجش میزان روان بودن صحبت کردنتان ضبط کرده اید، نیاز به ضبط مجدد در مورد همان موضوع دارید. اکنون هر دو فایل ویدیویی یا صوتی را با هم مقایسه کنید تا پیشرفت خود را محک بزنید.
برهمین اساس مهم است که در ابتدای هر پروسه از یادگیری ، سطح فعلی خود را در هر مهارتی که قصد یادگیری آن را دارید یادداشت نمایید و سپس پس از طی زمان یک ماه پس از آن، به ارزیابی خود در طول یک ماه بپردازید . با این ارزیابی شما بهتر خواهید دانست که آیا روش و منابعی که انتخاب کردید مناسب بوده یا خیر؟ و اگر پیشرفت خوبی داشته باشید باعث انرژی و انگیزه بیشتر در شما خواهد شد تا مسیر را برای رسیدن به هدف نهاییتان ادامه دهید.

برنامه ریزی برای ماه بعد

image

پس از آنکه به ارزیابی خود اقدام کردید و شاهد پیشرفت های خود بودید، به شناخت خوبی در این زمینه که کدام فعالیت برایتان سودمند بوده و کدام خیر، می رسید و می توانید برای ماه بعد به برنامه ریزی بهتری دست یابید.

برنامه ریزی و هدفمند سازی یادگیری زبان انگلیسی قسمت دوم

بدیهی است تقویت همه­ ی مهارتها در یک زمان کار بسیار دشواری هست. اما شما می توانید با این طرح مطالعاتی بر تقویت سه مهارت تمرکز کنید و با ادامه ی این پروسه، سایر مهارتهای دیگر نیز تقویت خواهد شد.
اما از جمله اهداف جزئی در مسیر یادگیری زبان عبارتند از:

    تقویت مهارت شنیداری
    بالابردن دایره واژگان
    تقویت مهارت نوشتاری
    تمرین تلفظ همانند بومی زبان
    سلیس و روان صحبت کردن
    بالابردن سرعت گفتاری
    و …

04

اجازه دهید در قالب مثال بیان کنیم. مریم قصد دارد، اعتماد بنفس بیشتری به هنگام برقراری ارتباط در محیط کارش داشته باشد زیرا او گاهی، مجبور است با مشتریان خود که انگلیسی زبان هستند، تلفنی صحبت کند بنابراین او تصمیم دارد در زمان یک ماه با یک طرح مطالعاتی سه مهارت زیر را تقویت کند.

    صحبت کردن سلیس و روان
    بالابردن سطح شنیداری
    کاربردی کردن لغات جدید

در این طرح مطالعاتی مریم به عنوان فردی در نظر گرفته شده است که دارای سطح متوسط است، آیا این بحث مختص این شرایط است؟ قطعا خیر. چرا که در هر سطحی که باشید، نیاز به ارتقای همه مهارتها احساس می شود. حتی اگر در شروع مسیر یادگیری زبان قرار دارید، دارای هدفی مشترک،همچون استفاده بهینه از زمان 1 و بازدهی مناسب، خواهید بود. برای مثال برای تقویت مهارت گفتاری در هر سطحی، نیاز به مصالح پایه ای تحت عنوان لغت وجود دارد و تنها تفاوت، در میزان فراگیری آن می باشد. قطعا کسی که در شروع مسیر قرار دارد باید با هر آنچه که می آموزد، حتی به اندازه یک گفتگوی کوتاه چند جمله ای خود را محک بزند. پس مخاطب ما، همه زبان آموزان با هر سطحی از یادگیری می باشند.
یافتن تکنیکها

05

حال که می دانید کدام مهارتها نیاز به تقویت دارند، شما نیاز به تکنیکهایی دارید که به توسعه و استفاده مهارتها کمک کند. در ایده های استفاده از هر مهارت، خلاق باشید.مثلا برای بالا بردن دایره لغات باید بدانید کدام روش 1 مناسب شماست. آیا فردی بصری هست یا شنیداری ؟ آیا در یک داستان لغت را بهتر یاد میگیرید یا در یک فیلم؟ بنابراین باید روشی را انتخاب کنید که بیشترین بازدهی را برای شما داشته باشد. زیرا زبان آموزان متاسفانه اغلب درگیر مقایسه خود با دیگران می شوند و فکر میکنند روش های دیگران 100درصد برای آنها مناسب است، در صورتی که اینگونه نیست. به عنوان مثال برای تقویت فکر کردن به زبان انگلیسی، برای یکی ممکن است پاسخ به سوالات انگلیسی برگرفته از داستان ها مفید باشد و برای دیگری این روش کسل آور باشد. یکی علاقه به محتواهای خنده دار دارد و دیگری به منابع علمی علاقه مند است. پس سعی کنید منابع و روشی را دنبال کنید که از آن حداکثر بهره را میبرید. بر این اساس در ادامه یک طرح مطالعاتی پیشنهاد می شود که بر اساس علایق و توانایی هر فرد ممکن است، تغییر کند.

مهارت# 1: استراتژی و فعالیت های روان صحبت کردن:

07

مریم نیاز به یافتن یک تکنیک یا فعالیتی دارد تا به روان صحبت کردن 1 او کمک کند. او حتی قادر است به خوبی بنویسد اما نمی تواند بدون مکث و فکر کردن، صحبت کند. او تصمیم دارد تا در این راستا تلاش کند، بنابراین تکنیکی که پیشنهاد می شود این است که او یک داستان، فیلم یا فایل صوتی برای مطالعه پیدا کند و سپس سعی کند با صدای بلند در مورد آن صحبت کند، یا به صورت پرسش و پاسخ در بیاورد. کلید صحبت کردن به صورت روان این است که پاسخهای خود را حداقل سه بار تکرار کند. حال اگر مریم، علاقه به دیدن فیلم 2 دارد، او باید ویدئو را به بخشهایی تقسیم کند و پس از هر بار دیدن، سعی کند تا آنچه که در ویدئو مشاهده کرده است را حداقل سه بار بازگویی کند. آنچه که در ارتقای مهارت گفتاری بسیار مهم است، توجه به این موضوع است که باید استرس خود را در هنگام مکالمه از بین ببرید. 1

برنامه ریزی و هدفمند سازی یادگیری زبان انگلیسی قسمت اول

برنامه ریزی گامی بسیار بلند برای پیشرفت با سرعت نور است. با برنامه ریزی میتوانید پیشرفت خود را ارزیابی کنید، به خود انگیزه داده و از روند یادگیری خود لذت ببرید. در این مقاله شما با شیوه ی درست برنامه ریزی آشنا خواهید شد.
برای هر یک از زبان آموزان پیش آمده که گاهی در مسیر یادگیری با ترافیک اهداف و برنامه های مهم زندگی، مواجه می شوند، که باید برای رسیدن به هر یک از آنها سخت تلاش کنند؛ اما با توجه به اینکه برای زبان آموز، استمرار و تعهد در یادگیری زبان بسیار ضروریست لذا این مساله مستلزم یک استراتژی جدید در شیوه مطالعه است. اینکه چگونه می توان برنامه 2 ای را پیاده کرد که با صرف زمان کم، بهترین بهره را برد.
شاید شما هم این تجربه تلخ را داشته اید که گاهی با یک شیب یکنواخت در حال حرکت هستید و ناگاه برایتان این سوال پیش می آید که آیا من همچنان باید با همین شیوه ادامه دهم یا خیر؟، و اینکه چه زمانی نتیجه تلاشهای خود را می توانم مشاهده کنمو… و این قبیل سوالات یک حس دلسردی و بی انگیزگی 1 بزرگی ایجاد خواهد کرد. البته این صحبت با مساله پلاتو 3 کاملا فرق دارد. زیرا من در تجربه اخیر خود، متوجه شده ام که این شیوه برنامه ریزی که با خود بگویم، ابتدا این دوره را تمام کنم و بعد ببینم آیا نتیجه ای گرفته ام یا خیر ، کاملا اشتباه است. زیرا در مسیر یادگیری بسیار مهم است که برای هر میزان مطالعه و در هر سطحی از یادگیری مدام در حال ارزیابی خود باشید.
اما اینکه چگونه این ارزیابی ها باید انجام شود، بهتر است با ما در سفری کوتاه در این زمینه، همراه باشید.

1
چگونه می توان یک برنامه مطالعه ی انگلیسی برای یادگیری بیرون از کلاس ایجاد کرد؟

انتخاب هدف

02

همه ما می دانیم برای تنظیم یک برنامه موثر در جهت بهتر انجام دادن کاری، باید ابتدا دقیق بدانیم که اهدافمان چیست؟ خب بدیهی است اینکه بخواهیم بگوییم: هدفم یادگیری زبان انگلیسی است، هدف بسیار کلی و غیر قابل اندازه گیری است. زیرا هر هدف کلی متشکل از اهداف جزئی است و تا شما به جزئیات هر امری توجه نکنید، نمی توانید به بهره وری کامل نسبت بدان دست یابید. بنابراین قدم اول این است که هر هدف کلی را به اهداف کوچک تقسیم کنید و سپس لیست مورد نظر را جلوی خود گذاشته و از بین آنها تنها یک تا حداکثر سه مورد را انتخاب کنید و فقط روی همان سه مورد متمرکز شوید ، تا بعدها فرآیند ارزیابی شما آسان شود. در خصوص زبان انگلیسی اهداف زیادی مد نظر هست چرا که چندین مهارت را شامل می شود، بنابر این بهتر است با طرح یک سؤال، بحث را دقیقتر پیش ببریم .

شما نیاز به تقویت کدام مهارت دارید؟

03

زمانی که شما تصمیم میگیرید به تنهایی شروع به مطالعه زبان انگلیسی کنید، این می تواند بسیار چالش برانگیز 1 باشد تا بدانیم بر چه چیزی تمرکز کنیم که به ادامه تقویت آن مهارت کمک کند. اما قبل اقدام به طرح ریزی هر برنامه ای، بسیار مهم است که استایل یادگیری خود را بشناسید تا بهره وری شما بالا رود. اکنون این مقاله به مانند یک راهنما به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید مهارتهایی که نیاز به تقویت دارید را سازماندهی و اولویت بندی کنید
به گونه ای که فرایند یادگیری شما را بسیار سریعتر خواهد کرد نسبت به زمانی که در کلاس به یادگیری مشغول می شوید.پ

۲۲ نکته برای یادگیری زبان خارجی قسمت دوم

. کلاس‌های زبان نسبت به صَرف‌ وقت و هزینه‌‌‌شان ناکارآمد هستند

با احتساب همه‌ی موارد، شما نسبت به وقت و تلاشی که در کلاس‌های گروهی هزینه می‌کنید، چندان سودی به دست نمی‌آورید. این کار دو اشکال دارد. اولاً اینکه آموزش زبان در آموزشگاه با سرعت یادگیریِ کندترین دانشجوی کلاس‌تان پیشرفت می‌کند. دوماً اینکه یادگیری زبان، فرآیندی نسبتا شخصی است، به‌طوری که همه‌ی افراد ذاتا بعضی لغات و مباحث آموزشی را راحت‌تر از دیگران یاد می‌گیرند، به همین خاطر، قرار نیست که نیازهای شخصی هر کدام از زبان‌آموزان در کلاس و در زمانِ مناسب، رسیدگی شود.

به عنوان مثال، وقتی در کلاس زبان روسی شرکت کردم متوجه شدم در یادگیری زبان روسی صَرف افعال برای آنهایی که به زبان اسپانیایی آشنایی دارند، راحت‌تر است، ولی یک انگلیسی‌زبان دیرتر می‌تواند با این جنبه‌ی زبان روسی آشنا شود. من که با زبان اسپانیایی آشنایی داشتم مجبور بودم صبر کنم که همکلاسی انگلیسی زبانم هم آنها را یاد بگیرد. همچنین یادگیریِ حالت‌های اسم در زبان روسی که از سخت‌ترین جنبه‌های آن است، برای یک آلمانی‌زبان راحت‌تر است، زیرا معادل این نوع دستور زبان را در زبان خود به نحوی دیگر دارد. به این ‌ترتیب، از آنجا که سرعت یادگیریِ دانشجویان با هم تفاوت دارد، هرچه کلاس بزرگ‌تر باشد، بهره‌وریِ یادگیری نیز کاهش می‌یابد.
۴. با ۱۰۰ لغت پرکاربرد شروع کنید

همه‌ی لغات مثل هم نیستند. سرمایه‌گذاری روی بعضی لغات بازده بیشتری دارد. به عنوان نمونه، افرادی که با نرم‌افزار Rosetta Stone کار می‌کنند (که اصلا توصیه نمی‌شود!) بعد از ماه‌ها متوجه‌ می‌شوند که حتی از عهده‌‌ی ساده‌ترین مکالمات زبان نیز برنمی‌آیند، چون اغلب لغاتی که یاد می‌گیرند شامل ظروف و وسایل آشپزخانه، روابط فامیلی، پوشاک و اتاق‌های خانه است. اگر کسی از چنین افرادی بپرسد که کجای شهر زندگی می‌کنند، اصلا نمی‌دانند در جواب چه باید بگویند.

با ۱۰۰ لغت پرکاربرد شروع کنید و سپس با آنها جملاتی را بسازید و مرتبا این کار را تکرار کنید. به‌اندازه‌ی نیازتان دستور زبان را نیز یاد بگیرید تا قادر به انجام این کار باشید. آنقدر باید این کار را انجام دهید تا با همه‌ی ۱۰۰ لغت، راحت بتوانید جمله بسازید.
۵. یک دیکشنری جیبی، همراه خود داشته باشید

یادگیری آنلاین زبان خارجی

این کار خیلی بیشتر از اینکه انتظارش را داشته باشید، سودمند است، مثلا اگر در کشوری اسپانیایی­‌زبان حضور دارید، همیشه از اپلیکیشن دیکشنری اسپانیایی خود استفاده کنید. به محض اینکه دیکشنری را دانلود کنید، تفاوت را به چشم خواهید دید. اپلیکیشن دیکشنری، خیلی از کتاب جیبی آن بهتر است، چون در عرضِ دو ثانیه، می‌توانید معنی لغت موردنظرتان را پیدا کنید. از آنجا که لغات جدید دیکشنری را در جملات خود به‌کار می‌برید، این کلمات تازه به احتمال قوی در حافظه­‌تان، باقی خواهند ماند. با ابزاری به این سادگی می‌توانید توانایی مکالمه و تعامل با دیگران را خیلی راحت کسب کنید.
۶. در ذهن خود تمرین کنید

استفاده‌ی دیگر دیکشنری‌تان این است که شما می‌توانید با استفاده از لغات جدیدی که یاد گرفته‌اید، بدون نیاز به همراهی با فرد دیگری در ذهن خود در مورد اتفاقاتی که در طول روز برایتان افتاده فکر کنید. سعی کنید تا جای ممکن با خودتان به زبان تازه،‌ فکر کنید. همه‌ی ما معمولا به زبان مادری در ذهن‌مان با خود حرف می‌زنیم، ولی می‌توان با تمرین به حدی برسیم که جملاتی را به زبان دیگری بسازیم و در ذهن خود مکالماتی را خلق کنیم. در واقع، وقتی که مکالمه‌ای که در ذهن مجسم کرده‌ایم برایمان پیش می‌آید، خیلی راحت‌تر از پس آن برمی‌آییم. به عنوان مثال شما می‌توانید مکالمه‌ای را در مورد موضوعی که احتمالا با آن مواجه خواهید بود را برای خود تصور و تمرین کنید. مثلا می‌توانید مکالمات ذهنی‌تان‌ را با توصیف کار یا بیانِ دلایل سفرتان به کشور دیگر شروع کنید. خواه ناخواه باید چنین سوالاتی را در واقعیت هم پاسخ دهید، پس چه بهتر که برای آنها آماده باشید.
۷. احتمالا چیزهای احمقانه‌ی زیادی خواهید گفت

این را بپذیرید و با آن کنار بیایید. وقتی که تازه شروع به آموختن زبان جدیدی می‌کنید، احتمالا ناخواسته، پرت‌و‌پلاهای زیادی را خواهید گفت که البته طبیعی است. به‌کار بردن کلمات و جملاتی که نسبت به آنها تسلط ندارید، بدون اینکه خودتان بخواهید موجب می‌شود که خنده‌دار، بی‌ادب یا حتی بی‌حیا جلوه کنید! ولی این چیزها هم در یادگیری وجود دارد و باید با آنها کنار آمد

۲۲ نکته برای یادگیری زبان خارجی قسمت اول

وقتی پنج سال پیش به شهر بوینس‌آیرس رفتم، حتی نمی‌توانستم در یک رستوران محلی، سفارش غذا بدهم. ولی دو سال بعد، چنان در آموختن زبان پیشرفت کردم که با نهایت خونسردی مکانیسم‌های دستور زبان روسی را به دوست گواتمالایی‌ام به زبان خودش (که اسپانیایی است)، درس می‌دادم. حالا زبان‌های اسپانیایی و پرتغالیِ برزیلی را خیلی سَلیس و روان صحبت می‌کنم، درحالی‌که دیگر به‌خوبیِ گذشته نمی‌توانم به زبان‌ مادری خودم حرف بزنم. البته من نمی‌خواهم به شما درِ باغ سبزی را نشان بدهم و بگویم مثل آب خوردن، می‌توان زبان خارجی یاد گرفت، چون بالاخره یادگیری زبان بدون ساعت‌های فراوان مطالعه‌ و تمرین اتفاق نمی‌افتد. اما حداقل می‌توانم راه‌های میان‌بُری را که بنا به تجربه‌‌ی سال‌ها یادگیریِ زبان کسب کرده‌ام، با شما در میان بگذارم. در این مقاله با ۲۲ نکته که برای یادگیری یک زبان خارجی به شما کمک می‌کند، آشنا می‌شوید.
. مکالمه، مکالمه، مکالمه

اگر راز یا ترفندی برای یادگیری زبان وجود داشته باشد، آن راز قطعا همین مکالمه است، آن هم مکالمه‌ای که با ساعت‌ها و ساعت‌ها تلاشِ ناشیانه و طاقت‌فرسا در گفت‌وگو با افرادی که در آن زبان، خیلی بهتر از شما تسلط دارند،‌ حاصل می‌شود. یک‌ساعت مکالمه (با تصحیح غلط‌ها و رجوع به دیکشنری) به اندازه‌ی پنج‌ ساعت کلاس زبان و ده‌ ساعت مطالعه‌ی شخصیِ زبان می‌ارزد.

Amplify

چند دلیل برای این امر می‌توان ذکر کرد. اولین دلیل، انگیزه است. هر قدر هم کتاب راهنمای آموزشِ زبان‌تان عالی باشد، شما با مکالمه و تعامل با شخصی واقعی که روبه‌روی‌تان ایستاده است، خیلی بیشتر از هر کتاب‌ یا برنامه‌ی صوتی دیگری روی رایانه‌تان، می‌توانید دانش و انگیزه کسب کنید.

دلیل دوم این است که زبان حفظ‌کردنی نیست، بلکه نیاز به پردازش دارد. تجربه نشان داده است که دو یا سه‌بار، به کارگیری لغات در مکالمه، خیلی بیشتر از زُل زدن به کتاب لغت یا فلش‌کارت‌ و حفظ کردن صدباره‌ی آنها می‌ارزد.

علت باید این باشد که مغز ما برای خاطراتی که شامل تجربه‌های واقعیِ انسانی و اجتماعی هستند و عواطف‌مان نیز با آنها پیوندی دارند، اولویت بیشتری قائل می‌شود. به عنوان مثال، اگر در دیکشنری به دنبال معنی فعل to complain بگردیم و آن را حین مکالمه با دوست جدیدی در جمله‌ای به کار ببریم، به احتمال قوی، همیشه آن لغت را به دلیلِ یادآوریِ دوست جدید خود و مکالمه‌ای که با وی داشتیم، بهتر به‌خاطر می‌آوریم. در حالی‌ که اگر مغز خود را با مطالعه‌ی بیست‌ باره‌ی هر لغتِ فلش‌کارت‌ها خسته کنیم، شاید بالاخره آن را حفظ کنیم، ولی از آنجایی که آن را عملا در جمله یا مکالمه‌ای به کار نبرده‌ایم، احتمالا بعد از مدتی فراموشش می‌کنیم.
۲. شدت و فشردگی مطالعه، از طولِ زمان مطالعه‌ ارزشمندتر است

منظور این است که مطالعه‌ی زبان به صورت چهارساعت در روز برای دوهفته، خیلی بیشتر از مطالعه‌ی روزی یک ساعت برای دو ماه فایده دارد. به همین دلیل است که بسیاری از افراد وقتی به آموزشگاه‌های زبان می‌روند، بسیاری از مطالب آموزشی را بعد از مدتی فراموش می‌کنند، چون آنها تنها ۳ تا ۴ ساعت در هفته را به یادگیری زبان اختصاص می‌دهند و اغلب کلاس‌ها با فاصله‌های چند روزه برگزار می‌شوند.

یادگیری زبان مستلزم تکرار، رجوع پیاپی به مطالب آموزشی، تعهد و پشتکار مداوم است. به‌جای اینکه دوره‌ای چندین‌ماهه یا حتی چندساله را برای آموزش نصف‌و‌نیمه و مطالعه‌ی غیرمفید در نظر بگیرید، بهتراست که زمان مشخصی را در زندگی‌تان (حتی اگر تنها یک یا دوبار در هفته باشد) تعیین کنید و به زبان اختصاص دهید و در آن زمان نیز ۱۰۰ درصدِ تمرکز و تلاش خود را وقف هدف‌تان کنید.