هر منبعی که یادگیری تان را تقویت میکند را بکار بگیرید
منابع بسیاری وجود دارند که به شما کمک میکنند یک زبان جدید را بیاموزید. زمانی که احساس میکنید گیرکردهاید، برخی چیزها هستند که میتوانید آنها را امتحان کنید.
مقالات و روزنامه های آنلاین را بخوانید
اگر تقلا میکنید برای صحبت کردن به زبانی که آموخته اید اعتماد به نفس کسب کنید، سعی کنید با صدای بلند بخوانید. هر چیزی از مقالهی یک روزنامه تا یک شعر از کتاب کودکان به تمرین تلفظتان، گذر از یک کلمه به کلمه بعدی و همچنین تقویت واژگانتان کمک مینماید. از فرهنگ لغاتتان خارج شوید و هر روز خود را به خواندن چیزهای جدید اختصاص دهید. همچنین سعی کنید یک کتاب کامل را به زبان دیگر بخوانید. از کتابچهها شروع کنید و راه خود را هموار نمائید.کارتان را با مجلات، مقالات و نوشتههای کوتاه آغاز نمائید اینکار شما را برای خواندن کتابهای بزرگتر آماده میکند.
فیلم تماشا کنید (همراه با زیر نویس)
فیلمها و نمایشهای تلویزیونی بنا به دو دلیل بزرگ منابع عالی هستند. اول، آنها رسانه های متفاوتی برای یادگیری هستند. در آنچه برای یادگیری استفاده میکنید تفاوت میکند نه تنها آنها را با هم در میآمیزد وهمه چیز را جالبتر میکند، همچنین به شما این امکان را میدهد که بفهمید بهترین کار برایتان چه چیزی است.
دوم، آنها یک جنبه فرهنگی برای یادگیری شما فراهم میکنند. مشاهده ی آنچه فرهنگ دیگری از نظر محیط، جوکها، سبْک و تاریخ صرف میکند، لایه ی دیگری به آگاهی شما نسبت به فرهنگ می افزاید. فرهنگ و زبان دست به دست می شود. در صورتی که آگاهی کافی نسبت به یک فرهنگ نداشته باشید به سختی میتوانید به یک زبان خارجی تسلط پیدا کنید.
بسیاری از نمایشها و فیلمهای خارجی زیرنویس انگلیسی دارند. اینها برای شما عالی هستند و به شما در دنبال کردن طرح و تشخیص معانی کلمات جدید کمک میکنند.
گوش دادن به موسیقی
گوش دادن به موسیقی یک زبان خارجی به اندازه تماشای فیلمهای خارجی سودمند است. تنوع میدهد ،یک تجربه فرهنگی در اختیارتان قرار میدهد و شما را به چالش میکشاند.
انتظار نداشته باشید که هم اکنون همه چیز را متوجه شوید. شما فقط میتوانید در ابتدا چند کلمه را متوجه شوید اما همچنان که لغت نامه خود را می سازید، فهمیدن موسیقی، فیلمها و کتابها همگی آسانتر خواهند شد.
برخی از ارائه دهندگان موسیقی مانند spotify یک لیست پخش موسیقی از موزیک های پر طرفدار در کشورهای مختلف را ارائه میدهند. سعی کنید به این ترتیب به دنبال یکی از آنها باشید تا هنرمندان گوناگون خارجی را بیابید.
راه کارهایی که کارایی برایتان ندارند را تغییر دهید
یک وسیله ی یادگیری که برای یک نفر کارایی دارد احتمال دارد برای شما کارایی نداشته باشد. ممکن است دریابید که گوش کردن به آهنگهای خارجی حقیقتاً یادگیریتان را افزایش نمی دهد، یا اینکه یک اپلیکیشن خاص فقط باعث یأس شما می شود. نگران نباشید. کافی است آنچه برایتان کارایی ندارد را راها کنید و چیز جدیدی را امتحان نمائید.
با روش های مختلف یادگیری بازی کنید تا آنچه که دوست دارید را بیابید. اگر شیوه ی درست یادگیری را برای خودتان پیدا کنید یادگیری زبان برایتان جالب می شود. فلش کارتهای قدیمی مدرسه ممکن است نسبت به بازیهای تلفن همراه کارایی بهتری برایتان داشته باشند. هیچ شیوهی درست منحصر بفردی برای یادگیری یک زبان وجود ندارد.
اما انگار هر چه بیشتر تلاش می کرد اوضاع بدتر می شد. هیچ یک از این ترفندها به صحبت کردن روان و راحت کمترین کمکی به او نکردند! هر چه که می خواند اصلا متوجه نمی شد. حتی قادر به فهمیدن تلفظ و لهجه مردم کره نمی شد و اصطلاحات و گویش هایی را که آنها در مکالماتشان به کار می بردند را نمی فهمید. به شدت می ترسید دهانش را برای صحبت کردن باز کند و بیشتر برای آنکه وانمود کند متوجه صحبتهای افراد می شود سرش را تکان می داد.
چند کلمه ای هم که به سختی حفظ کرده بود موقع صحبت کردن از ذهنش می پریدند. هنگام صحبت ناچار می شد به سختی کلمات را در ذهنش مرتب کند و آهسته جملاتی شکسته و غلط را سر هم کند.
او در فهمیدن صحبت های سریع، لهجه های نا مفهوم و اصطلاحاتی که کره ای ها هنگام حرف زدن به کار می بردند به شدت دچار مشکل بود. هنگام شنیدن لطیفه ها سعی می کرد وانمود کند که مفهومشان را فهمیده و خنده ای مصنوعی بر لبان خود بنشاند.
با هر کسی صحبت می کرد ناچار می شد بخاطر تلفظ اشتباه، جملاتش را دوباره تکرار کند. خلاصه این قدر از این وضع عصبانی، خجالت زده و احساس حماقت می کرد که کم کم به این باور رسیده بود که هیچ وقت نخواهد توانست روان و بی وقفه به زبان کره ای حرف بزند…
حالا ببینیم تنها دلیلی که باعث می شد حمید نتواند به صورت روان و بی وقفه صحبت کند چه بود؟
یک روز در اوج نا امیدی وقتی در حال قدم زدن در پارک بازی بچه ها را تماشا می کرد، ناگهان همه چیز برایش روشن شد. مشکل حمید در یادگیری زبان کُره ای، او نبود. او به این دلیل نمی توانست صحبت های کُره ای ها را خوب بفهمد و خوب صحبت کند چون دقیقا مانند یک فرد کُره ای نبود.
بچه ها همه چیز را به کُره ای یاد می گرفتند اما او داشت کُره ای را از طریق زبان مادری یعنی فارسی یاد می گرفت و همیشه سعی می کرد قبل از صحبت کردن جملات را ترجمه کند.
بچه ها به طور خودکار صحبت می کردند زیرا همه چیز را به کُره ای یاد می گرفتند. آنها خودشان را در زبان کُره ای غرق می کردند. همین طور مکالمات محاوره ای روز و نحوه ارتباط برقرار کردن به صورت طبیعی، مهارتهای پیشرفته لیسنینگ و تلفظ را از افراد بومی زبان یاد می گرفتند.
حمید همیشه قبل از صحبت کردن فکر می کرد و تردید داشت زیرا همه چیز را به زبان فارسی یاد می گرفت. او نمی توانست به طور خودکار جمله سازی کند زیرا به یادگیری لیست های لغت و گرامر مشغول بود. او نمی توانست به صورت محاوره ای و طبیعی صحبت کند، زیرا فقط به یادگیری زبان رسمی کُره ای از طریق کتابهای زبان کُره ای مشغول بود. و این کتابها عملا به او کمکی برای درک صحبت سریع بومی زبان ها و یادگیری تلفظ طبیعی نمی کرد.
باید بگویم متدهای یادگیری سنتی فقط مسیر شما را طولانی تر می کنند. این روشها به شما کمک می کنند تا مهارتهای خواندن و نوشتن را فرا بگیرید اما ناقصند زیرا روش آموزش آنها بسیار کند بوده و نمی توانند شما را برای مکالمات واقعی آماده کنند.
این سیستم ها غیر از این که نمی توانند مهارتها و دانش مورد نیاز را برای داشتن یک مکالمه روان به زبان آموز ارایه کنند، از همان اولین درس عادتهای مخربی در فراگیر ایجاد می کنند که این عادات مانع بزرگی برای روان صحبت کردن می شوند…