زبان انگلیسی در سفر

زبان انگلیسی در سفر

زبان انگلیسی در سفر

زبان انگلیسی در سفر

تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی قسمت اول

یادگیری زبان انگلیسی دغدغه‌ی بسیاری از ماست. بسیار پیش آمده که از من می‌پرسند زبان را چگونه بیاموزیم؟

قبل از اینکه توضیحات آموزشی بدهم چند نکته لازم است:

۱)  من تا کنون نتوانسته‌ام کلاس آموزش زبان انگیسی شرکت کنم. زمانی پولش نبود و این روزها وقتش. البته همیشه از همکارانم برای شرکت در این کلاسها حمایت کرده‌ام. بنابراین، اگر از یادگیری زبان بدون کلاس حرف می‌زنم، چیزی است که حداقل خودم در زندگی تجربه‌اش کرده‌ام.

۲) مهارت من در زبان انگلیسی هنوز هم خوب نیست. بنابراین شاید توصیه‌های من بهترین نباشد. البته یک بار از هم از روی بیکاری تافل دادم که تا آنجا که به خاطر دارم از ۱۲۰ نمره حدود ده نمره کم آوردم که ظاهراً میگویند خیلی بد نیست. اما در حرف زدن لهجه‌ی مزخرف مخصوص خودم را دارم! (نه آمریکایی نه بریتیش) و در نوشتن گاهی خطاهای گرامری دارم. اگر چه واقعیت این است که در خواندن متون انگلیسی از فارسی سریع‌تر هستم.

۳) روشی که من اینجا مطرح می‌کنم کاملاً شخصی است. نمی‌دانم برای دیگران هم مفید است یا نه. اما من از راهنمایی با این روش شروع کردم و از زمانی که در حدود ۲۰ سالگی با گروههای مختلف از کشورهای دیگر مواجه شدم تا امروز، همیشه جلساتم را خودم مدیریت کرده‌ام و بسیاری از اوقات نیز نقش مترجم همزمان را داشته ام. بنابراین در مکالمه زبان انگلیسی هم، حداقل کارم در جلسات مذاکره بین‌المللی راه می‌افتد.

با همه‌ی این مقدمات و ذهنیت‌ها، گفتم در اینجا نکته‌ها و روش هایی را توضیح دهم که فکر می‌کنم برای هر کسی که علاقه‌مند به یادگیری خودآموز زبان انگلیسی است مفید باشد.
گام صفر: در یادگیری زبان انگلیسی وسواس را کنار بگذارید.

افراد زیادی آماده‌اند تا برای شما در یادگیری زبان انگلیسی (آگاهانه یا ناخودآگاه)‌ مشکل ایجاد کنند!

سریع از شما می‌پرسند: از روی کدام کتاب می‌خوانی؟ کدام کلاس می‌روی؟

لهجه‌ی آمریکایی را ترجیح میدهی یا بریتیش را؟ وااااای! لهجه‌ات فاجعه است! لحنت خراب است. Big با Large فرق دارد! ‌کاربرد Between و Among متفاوت است و …

شاید حرفهای این دوستان درست باشد.

اما یک مشکل وجود دارد. ما در زبان خودمان هم هزار جور غلط و اشتباه داریم.

کلمات فارسی را با پسوند عربی جمع می‌بندیم. تلفظ‌های متفاوت داریم. کنایه‌ها و ضرب‌المثل‌هایی داریم که صد کیلومتر آن طرف تر کسی متوجه نمی‌شود. لهجه‌های اقوام دیگر را مورد شوخی قرار می‌دهیم! پس اینها نمی‌تواند مانع یادگیری باشد. دوستی داشتم که یک بار به من گفت: در تلفظ کلمات راحت باش. هر چقدر که پرت و پلا هم تلفظ کنی میتوانی روستایی را در آمریکا یا انگلیس بیابی که آن واژه را مثل تو تلفظ کنند!

ضمناً اگر مصاحبه‌های بی بی سی و سی ان ان و شبکه‌های بزرگ جهان را ببینید خواهید دید که بسیاری از افراد با اعتماد به نفس کامل و با نادرست ترین و غیر قابل فهم ترین لهجه صحبت می‌کنند. پس اعتماد به نفس داشته باشید! به من هر وقت می‌گویند آمریکن صحبت می‌کنی یا بریتیش؟ میگویم: ایرانیش!

اگر هنوز این مسئله به باور درونی شما تبدیل نشده، یک راهکار ساده اما اثربخش برای شما دارم.

معرفی چند سایت برای جملات کوتاه انگلیسی

در مطلبی که درباره آموزش و یادگیری زبان انگلیسی نوشته بودم، نکات و پیشنهادهای متعددی را مطرح کردم و یکی از آن‌ها، مطالعه‌ی جمله های کوتاه انگلیسی بود.

با وجودی که پیدا کردن چنین سایت‌هایی دشوار نیست و احتمالاً خودتان هم، تعداد زیادی از این نوع سایت‌ها را می‌شناسید، تصمیم گرفتم چند مورد از آن‌ها را که حس می‌کنم مناسب‌تر هستند در این‌جا معرفی کنم.

WikiQuote

سایت WikiQuote یکی از در دسترس‌ترین و پرمحتواترین سایت‌های نقل قول و جملات کوتاه انگلیسی است. جمله های کوتاه و بلند انگلیسی فراوانی را می‌توانید در آن بیابید. مزیت مهم WikiQuote این است که تقسیم بندی بسیار خوبی دارد. در همان صفحه‌ی اول، جمله‌ها بر اساس نام اشخاص، موضوع، نام مکان‌ها و مواردی مانند این‌ها دسته‌بندی شده‌اند.

ضمن این‌که WikiQuote برای یادگیری زبان انگلیسی خوب است، به خاطر داشته باشید که به آن خیلی اعتماد نکنید. چون میزان اعتبار آن، شبیه سایر ویکی‌هاست. بنابراین مثلاً ممکن است جمله‌ای که از مارک تواین می‌خوانید، همین چند روز قبل، توسط یکی از نویسندگان ویکی خلق شده باشد. اما به هر حال، برای یادگیری زبان مناسب و خوب است.

ThinkExist

نمی‌دانم به چه علت، اما در ThinkExist حس می‌کنید سلیقه‌ی بهتری در انتخاب جمله‌ها و نقل قول‌ها وجود داشته است. حداقل من، جمله‌ها و نقل قول‌های دوست‌داشتنی‌تری را در این‌جا دیده‌ام و با نویسندگان بسیاری به واسطه‌ی آن‌ها آشنا شده‌ام. اما قطعاْ واسط کاربری ضعیف و ساده و طبقه‌بندی نه‌چندان قدرتمند مطالب، احساس خوبی به شما نخواهد داد. پیشنهاد می‌کنم مستقیماً از Search استفاده کنید و وقت‌تان را به بررسی طبقه‌بندی سایت نگذرانید.

Goodreads

گودریدز یک شبکه اجتماعی تخصصی برای علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی است. بنابراین، کارکرد اصلی آن، گردآوری و ارائه‌ی جمله‌ها و پاراگراف‌های انگلیسی نیست. اما بخش Quote آن واقعاً گسترده و غنی است. اگر سراغ گودریدز رفتید، حوصله‌ی بیشتری به خرج دهید و بعد از انتخاب برخی جمله‌های دوست داشتنی، سری به کتابهای آن‌ نویسندگان هم بزنید. خیلی از نویسندگانی که ما پیدا می‌کنیم و کتاب‌هایشان را می‌خریم و در پاراگراف فارسی معرفی و نقل می‌کنیم، برای نخستین بار در Goodreads دیده‌ و شناخته‌ایم.

BrainyQuote

تعداد جمله‌هایی که در BrainyQuote می‌بینید، کمتر از سایت‌هایی است که تا این‌جا معرفی کردم. اما جمله‌های آن دست‌چین‌شده‌تر هستند و می‌توان گفت احتمالاً در موضوعات مشابه، برخی از پرمحتواترین جملات را در این سایت خواهید یافت. ضمن این‌که حس می‌کنم دقت قابل توجهی در تطبیق جمله و گوینده دارند. نمی‌توانم قضاوت قطعی داشته باشم، اما تا این لحظه، ندیده‌ام که جمله‌ای از یک نویسنده را به اشتباه به نویسنده‌ی دیگری نسبت داده باشند.

QuoteGarden

طراحی سایت QuoteGarden در حدی قدیمی است که نوستالژی‌های دهه‌ی ۹۰ میلادی را در شما زنده می‌کند. اما از نظر انتخاب جمله های کوتاه و تعداد جمله‌هایی که در آن وجود دارد، واقعاً غنی و قدرتمند محسوب می‌شود. ضمن این‌که دسته‌بندی جمله‌ها هم بسیار خوب انجام شده و وقتی تصمیم ندارید دنبال جمله‌هایی با کلمات خاص یا از نویسنده‌ای مشخص بگردید، این سایت می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.

WiseOldSayings

خوبی این سایت، به نسبت سایر سایت‌هایی که معرفی کردم این است که متوسط طول جمله‌هایش کوتاه‌تر است (بر خلاف سایتی مثل GoodReads که گاهی می‌بینید کاربران یک صفحه از کتاب یک نویسنده را به عنوان نقل قول، ثبت کرده‌اند). اگر هنوز در مراحل ابتدایی یادگیری زبان هستید، به نظرم این سایت می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی باشد.

QuotationsPage

سایت QuotationsPage هم، منبع خوبی برای پیدا کردن جمله های کوتاه انگلیسی و یادگیری زبان به کمک آن‌هاست. اما کمتر پیش می‌آید که جمله‌هایی از نویسندگان و متفکران معاصر را در آن بیابید. چون سایت بیشتر حول و حوش نویسندگان کلاسیک و مشاهیر فرهنگ و سیاست، سامان گرفته است (امیدوارم طراحی قدیمی آن، حس‌تان را بد نکند).

۷ روش سریع برای یادگیری زبان خارجی- قسمت دوم


حالا از نتیجه‌ی این مطالعه چطور می‌توان در یادگیری زبان استفاده کرد؟ (مطمئنا پیشنهاد نمی‌کنیم که شوک الکتریکی به خود وارد کنید!)

    برای یادگیری کلمات و گرامر، فلش کارت‌هایی را تهیه کنید.
    در این مرحله نیشگون محکمی از خود بگیرید تا عکس العمل بدن شما نسبت به تهدید فعال شود.
    مروری بر فلش کارت‌ها داشته باشید. فلش کارت‌ها می‌تواند حاوی صفت‌ها یا هر گروه دیگری از کلمات باشند. در این مرحله نیازی نیست خود را نیشگون بگیرید.
    حالا فلش کارت‌های خود را که بر اساس گروه‌های مختلف کلمات (فعل، صفت، قید و غیره) دسته‌بندی شده‌اند را مرور کنید و به ازای هر کلمه یک نیشگون کوچک از خود بگیرید. بعضی مواقع لازم است قبل از این که سراغ کارت بعدی بروید، روی کارت قبلی مطالعه‌ای داشته باشید.
    در طول جلسات مطالعه فقط در صورت فراموش کردن کلمه خود را نیشگون بگیرید.هدف شما در واقع افزایش تمرکز حافظه بر روی واژه‌هایی است که به خاطر سپردن آن‌ها برای‌تان مشکل است. در این مرحله هم قبل از خواندن کارت بعدی، روی کارت قبلی تمرکز کنید.

۴. یک برنامه‌ریزی یادگیری قبل از خواب داشته باشید

یکی از فواید بزرگ خواب این است که اجازه می‌دهد بخش فعال حافظه پاک شود و آمادگی یادگیری افزایش پیدا کند. مطالعه‌ی قبل از خواب کمک می‌کند که تمام اطلاعاتی که به ذهن خود وارد کرده‌اید در حافظه‌ی بلند مدت شما ثبت شوند.

در این حالت تکنیک‌های تکرار می‌تواند کمک کند که بین حافظه‌ی کوتاه‌مدت و بلند مدت ارتباط برقرار شود و آموخته‌های شما دقیق‌تر و سریع‌تر به خاطر سپرده شوند.
۵. به جای زبان، محتوا را مطالعه کنید

بنا بر نتیجه‌ی یک برسی که در Cambridge Journal منتشر شده است، دانش‌آموزانی که به جای شرکت در کلاس به شکل موضوعی زبان را می‌آموزند عملکر بهتری نسبت به دانش‌آموزانی دارند که در کلاس‌های زبان شرکت می‌کنند. البته دانش‌آموزانی که در کلاس‌ها استاندارد آموزش زبان شرکت می‌کنند در مهارت‌هایی مثل خواندن و نوشتن عملکرد بهتری دارند. مطمئنا هر دو روش مزایای خود را دارد.

برای افزایش یادگیری زبان خود، سعی کنید سراغ موضوعاتی بروید که به آن‌ها علاقمند هستید. مقالات آنلاین، تماشای ویدیو یا گوش دادن به پادکست‌ها می‌تواند روند پیشرفت شما را سریع‌تر کند.
۶. کلمات قدیمی و جدید را با هم مخلوط کنید

با وجود این که مغز ما تنوع طلب است، اما یادگیری تعداد زیادی کلمه‌ی جدید می‌تواند کاری خسته‌کننده محسوب شود. پس به خاطر بسپارید که هنگام یادگیری کلمات جدید، مروری هم بر روی کلمات قدیم داشته باشید.

برای مثال، برای یادگیری زبان خارجی تصمیم می‌گیرید که کتاب داستان کودکان را بخوانید. در این حالت زبان خارجی به صورت ساده ای بیان شده است و شکل داستانی جملات به شما کمک می‌کند که معنی کلمات را بدون مراجعه به دیکشنری یاد بگیرید. در اینجا با مخلوطی از کلمات جدید و قدیمی سر و کار دارید. ضمن این که خواندن کتاب‌های کودکان، جدا از یادگیری زبان جدید، واقعا سرگرم کننده است!
۷. مطالعه‌ی کم اما روزانه داشته باشید

پیدا کردن زمان برای مطالعه‌ی یک زبان جدید می‌تواند چالش برانگیز باشد. چنانچه شما مشغولیت کاری دارید و وقت آزاد زیادی ندارید، ممکن است تصمیم بگیرید که مطالعات خود را به آخر هفته محدود کنید. در صورتی که مطالعات کوتاه مدت روزانه تاثیر بیشتری خواهند داشت.

با توجه به این که بخشی از حافظه‌ی ما در هر بار خوابیدن پاک می‌شود، مطالعه‌ی روزانه می‌تواند موثرتر باشد.بنابراین یادگیری زبان به صورت مداوم و کوتاه می‌تواند تاثیرات بسیار خوبی در آموختن داشته باشد.

پیش به سوی یادگیری زبان جدید!

۷ روش سریع برای یادگیری زبان خارجی- قسمت اول

یادگیری یک زبان خارجی می‌تواند آغاز ورود به یک دنیای جدید باشد. با توجه به کم‌رنگ شدن مرزهای ارتباطات، اهمیت این مسئله روز به روز شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد.

تجربه نشان داده است که یادگیری زبان خارجی برای یک بزرگسال با چالش‌های زیادی روبرو است. برای مثال، یادگیری گرامر سخت بوده واز آن بدتر تلفظ صحیح کلمات است. "النا پروکوپتز" که یک نویسنده ی جهانگرد است به سه زبان تسلط دارد. در ادامه راهکارهایی را معرفی خواهیم کرد که بر مبنای مطالعات آموزشی و شخصی پروکوپتز به دست آمده‌اند:
۱. بر یادگیری تمرکز داشته باشید و ابتدا آواها را بیاموزید

یادگیری یک زبان جدید در دوران کودکی کار آسان‌تری است. یکی از دلایلش هم این است که کودکان توانایی قابل توجهی در درک تفاوت آواها و اصوات در همه‌ی زبان‌ها دارند و به سرعت آن‌ها را به خاطر می‌سپارند. به همین دلیل همه‌ی ما زبان مادری را به خوبی فرا گرفته ایم. هر چه سن ما بالاتر می‌رود، این توانایی فوق العاده برای تمایز آواها کم‌تر می‌شود. به عنوان مثال، معمولا دانش‌آموزان بزرگسال ژاپنی در درک تفاوت دو صدای R و L حروف الفبای انگلیسی مشکل دارند.

ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا امکان کسب این توانایی برای به خاطر سپردن آواها و کلمات خارجی وجود دارد؟ علم پاسخ مثبت به این پرسش می‌دهد. در اینجا راه حل این است که قبل از به ذهن سپردن کلمات و یادگیری گرامر، با آواهای زبان آشنا شوید و آن‌ها را با تکرار به خاطر بسپارید. از این رو لازم است بیشتر زمان خود را صرف شنیدن و تکرار واژه‌ها و آواها کنید. اگر این امکان را دارید که در تقویت مکالمه‌ی خود بازخورد سریع بگیرید، عملکرد شما به شکل چشم‌گیری بهتر خواهد شد. در این باره استفاده از نرم‌افزارهای آموزشی مانند Rosetta Stone و Gritty Spanish هم پیشنهاد می‌شود. علاوه بر این، مطالعات ثابت کرده‌اند که گوش دادن به آرایه‌ی وسیعی از آواها می‌تواند مغز شما را آموزش دهد و به شما کمک می‌کند تا آموخته‌های خود را به دنیای بیرون انتقال دهید.
۲. از تکنیک "فاصله و تکرار" استفاده کنید

تکنیک فاصله و تکرار یک روش قدیمی محسوب می‌شود اما تا به حال خوب جواب داده است. این روش کمک می‌کند تا کلمات را بهتر به خاطر بسپارید.در این تکنیک شما باید هر کلمه را در فواصل زمانی مشخص، مرور کنید. در ابتدا این فاصله‌های زمانی کوتاه است. برای مثال برای مرور کلمه یا عبارت جدید ابتدا جلسه به جلسه پیش می‌روید و بعد از آن فاصله‌ی زمانی را به چند روز و چند هفته افزایش می‌دهید.

در نمودار زیر، روند این فرآیند نشان داده شده است:

۳.  خودتان را نیشگون بگیرید

این راهکار توسط "مانش سدی" پیشنهاد شده است. سدی یک جهانگرد است که در بزرگسالی توانسته است به ۴ زبان خارجی مسلط شود. در روش پیشنهادی سدی از یک محرک منفی برای بهبود یادگیری استفاده می‌شود.

البته این روش هم علاوه بر این که تجربه‌ی شخصی است، مبنای علمی دارد. بنا به مطالعات انجام شده در دپارتمان مرکز علوم عصبی و روانشناسی دانشگاه نیویورک، عکس العمل بدن شما نسبت به تهدید یا محرک منفی می‌تواند کیفیت عملکرد حافظه را افزایش دهد. محققان این مرکز در آزمایشات خود در صورت پاسخ نادرست از شوک‌های خفیف الکتریکی استفاده می‌کردند.

اصطلاحات انگلیسی

۱۴. to be) under the weather)

اگر این عبارت را معادل ایستادن زیر ابرها، خورشید یا باران بدانیم، شاید غیرمنطقی به‌نظر نرسد. اما چرا باید به‌جای باران یا خورشید به آب‌وهوا اشاره کنیم؟! این اصطلاح به ناخوشی و بیماری‌ای اشاره می‌کند که چندان جدی نیست و بیشتر مانند خستگی زیاد، سردرد یا احساس ضعف در شروع سرماخوردگی است.

?What’s wrong with Katy, mom

.She’s feeling a little under the weather so be quiet and let her rest

(کتی چشه مامان؟

یه کمی ناخوشه، سر و صدا نکن بذار استراحت کنه.)
۱۵. to) look like a million dollars/bucks)

شنیده‌ایم که خارجی‌ها اهل تعارف نیستند ولی استثناهایی هم وجود دارد. نمونه‌اش همین اصطلاح انگلیسی است که وقتی به‌کار می‌رود که بخواهید از ظاهر کسی خیلی تعریف کنید. بااینکه برای مردها هم استفاده می‌شود اما بیشتر برای خانم‌ها به‌کار می‌رود. هرچند ممکن است دوستان‌تان همیشه خوشگل و جذاب باشند، بهتر است این اصطلاح را برای موقعیت‌های ویژه نگه دارید.

!Wow, Mary, you look like a million dollars/bucks this evening. I love your dress

(خدایا! امشب مثل ماه شدی! لباست چقدر خوشگله.)
۱۶. to) blow off steam)

blow off steam یکی از اصطلاحات انگلیسی در زبان عامیانه

در دنیای واقعی آدم‌های نمی‌توانند بخار تولید و به اطراف پخش کنند! این اصطلاح را زمانی به کار می‌رود که عصبانی، مضطرب یا خیلی خسته هستید و نیاز دارید کمی آرام شوید. به‌عبارتی به‌معنی «از زیر فشار درآمدن» است.

?Why is Nick so angry and where did he go

.He had a fight with his brother, so he went for a run to blow off his steam

(نیک کجا رفت؟ چرا اینقدر عصبانیه؟

با برادرش دعوا کرده، رفت بیرون یه هوایی بخوره، آروم شه.)
۱۷. to) cut to the chase)

«برو سر اصل مطلب»؛ به همین سادگی! وقتی کسی زیاد حرف می‌زند بدون اینکه منظور اصلی‌اش بیان کند، می‌توانید از این اصطلاح استفاده کنید. البته حواس‌تان باشد که به‌کار بردن آن در مقابل برخی افراد مانند همکار، رئیس یا استادتان ممکن است بی‌ادبانه به‌نظر برسد. وقتی در مورد خودتان این اصطلاح را به‌کار می‌برید، منظورتان این است که نکات زیادی باید گفته شود اما چون وقت نیست فقط به مسائل مهم اشاره می‌کنید.

Hi guys, as we don’t have much time here, so I’m going to cut to the chase. We’ve been having some major problems in the office lately

(سلام دوستان، چون وقت نداریم می‌رم سر اصل مطلب. این اواخر مشکلات عمده‌ای در شرکت داشتیم.)
۱۸. to) find your feet)

آدم که پایش را گم نمی‌کند! پس منظور چیست؟ وقتی در موقعیت تازه‌ای قرار می‌گیرید که برای‌تان آشنا نیست، مثلا به کشور دیگری می‌روید، در جایگاه شغلی جدیدی مشغول به کار می‌شوید یا به دانشگاه می‌روید، با استفاده از این اصطلاح نشان می‌دهید که در حال شناختن راه و چاه هستید و سعی می‌کنید به شرایط جدید عادت کنید.

?Lee, how’s your son doing in college

.He’s doing okay but is still finding his feet with everything else. I guess it’ll take time for him to get used to it all

(اوضاع پسرت تو دانشگاه خوبه؟

خوبه، داره به شرایط جدید عادت می‌کنه. فکر کنم زمان می‌برده تا به همه چیز عادت کنه.)
۱۹. to) get over something)

البته که ممکن است آدم از روی چیزی بپرد یا بگذرد اما این اصطلاح معمولا با معنی دیگر به‌کار می‌رود. این عبارت به گذرکردن و پشت‌سر گذاستن موقعیت‌های دشوار و ناخوشایند اشاره دارد. مثل زمانی که عزیزی را از دست‌ می‌دهید، با اینکه سخت است با گذر زمان با اوضاع کنار می‌آیید. در این موقعیت می‌توانید از این اصطلاح استفاده کنید.

?How’s Paula? Has she gotten over the death of her dog yet

.I think so. She’s already talking about getting a new one

(پائولا چطوره؟ با مرگ گربه‌اش کنار اومده؟

فکر کنم اومده. می‌خواد یه گربه‌ی دیگه بگیره.)
۲۰. to) keep your chin up)

بگومگوی بدی با دوست‌تان کرده‌اید؟ آزمون بدی داشته‌اید؟ شغل‌تان را از دست داده‌اید؟ در چنین موقعیتی یک دوست خوب احتمالا با این عبارت به شما روحیه می‌دهد! با این اصطلاح به شما می‌گوید «قوی باش، این هم میگذره» و نشان می‌دهد که هوایتان را دارد.

!I haven’t find a job, it’s really depressing, there’s nothing out there

.Don’t worry, you’ll find something soon, keep your chin up buddy and don’t stress

(هنوز کار پیدا نکردم، خیلی افسرده‌کننده است، هیچ جا کار پیدا نمی‌شه.

نگران نباش. پیدا می‌شه، محکم باش رفیق. خودتو ناراحت نکن.)

اگر تصمیم‌تان برای یادگیری زبان انگلیسی جدی است و به‌ویژه می‌خواهید در کشورهای دیگر به این زبان صحبت کنید، باید زمان ویژه‌ای را به یادگیری اصطلاحات انگلیسی اختصاص بدهید. تلاش کنید و بدانید تلاش‌تان نتیجه می‌دهد.